شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
211
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
اثنا ديد جمعى را كه در كشتى نشسته متوجه شهر و وطن اصلى اويند ، و خواستند ازو كه كتابتى به اهل و ياران خود بنويسد . گفت : بايد كه كسب و تجارت شما چيزى باشد كه هرگاه كشتى « 1 » [ 60 - الف ] شكسته گردد و غرق شود ، چون شما نجات يابيد آن با شما باشد . 21 - فلوطرخس 21 ، 1 - گاوى ساخت از گل ، روزى « 2 » اهل شهر او به جهت بتان قربان مىنمودند او نيز گاو گلى را قربان كرد . عتاب نمودند او را . گفت : ذبح جان دار از براى چيزى كه جان ندارد قبيح است . 22 - سقنداس 22 ، 1 - قرار داد به خود كه هرگز سخن نگويد خبر او به ادريانوس ملك درمالوس ملك رسيد ، حكم كرد كه او را حاضر سازند و سعى بسيار « 3 » نمودند تا سخن گويد نگفت . پس حكم به كشتن او نمود و پنهانى پيش جلاد كس « 4 » فرستاد كه چون شمشير بر آوردى كه گردن او زنى ، اگر سخن گفت گردنش بزن ، و اگر در همت خود رسوخ ورزيد پيش من بيار « 5 » . جلاد شمشير بر آورده برو حمله نمود . او اثبات ورزيده چيزى نگفت . بردند پيش ملك ، ملك تعظيم بسيار نمود و اكرام فرمود ، و مسألهها ازو پرسيد ، جواب ملك را در كاغذى نوشته داد و بر همت خود ثبات ورزيد « 6 » .
--> ( 1 ) - د : كشتى شما . ( 2 ) - د : روزى كه . ( 3 ) - د : بسيارى . ( 4 ) - د : كسى . ( 5 ) - د : من فرست . ( 6 ) - اساس : تمام ورزيد .